ابو القاسم راز شيرازى

389

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و مآب « 16 » و آخرت اوست و الّا دنيا ساعتى است نه نعمتش را بقائى است و نه نقمت و بلايش را ثباتى كه : « انّما الدّنيا فناء ليس للدّنيا ثبوت * انّما الدّنيا كبيت نسجته العنكبوت » « 17 » پس عاقل آنست كه در دو حالت از ياد حقّ تعالى فارغ نماند و چشم بر تربيت و عنايت حقّ تعالى دارد و صبر و شكر كند تا به سلامت و عافيت آخرت برسد ، آن وقت نه راحت دنيا ماند و نه رنج آن بلكه راحت و نعمت و سلامت ابدى در دارالسّلام حاصل شود : رنج كى مانَد دمى كان ذُو المِنَن * گويدت چونى تو اى رنجور من لهذا مىفرمايد كه كرامت و عزّت عبد در طاعت حقّ تعالى است و هوان « 18 » و خوارى در معصيت اوست ، و نيست راهى به سوى رضاى حقّ تعالى مگر بفضل او ، و نيست وسيله‌اى به سوى طاعت مگر بتوفيق او ، و نيست شفيعى از براى عباد در نزد او مگر باذن و رحمت او ؛ يعنى اجتناب از معصيت بايد نمود و اصرار در طاعت بايد كرد و اين‌ها را باعث وصول به دارالسّلام و نجات ابدى ندانست بلكه چشم به فضل و توفيق و رحمت حقّ تعالى بايد داشت تا مرضىّ حقّ جلّ و علا شود . « وفّقنا اللّه و ايّاكم لمرضاته » « 19 » . * * *

--> ( 16 ) - بازگشت و محلّ رجوع ( 17 ) - همانا كه دنيا سراى زوال و فناست و در آن استقرار و ثباتى نيست ، دنيا ، درست خانه‌اى را ماند كه عنكبوت با لعاب دهن آن را بهم بافته باشد : اين بيت منسوب به حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام است . ( 18 ) - ذلّت و خوارى ( 19 ) - خدا ما و شما را به‌آنچه موجب خوشنودى اوست توفيق دهاد .